سینمای اوانگارد

آوانگارد (به فرانسوی: avant-garde) یا پیشرو به هنرمندان یا آثاری به ویژه در حیطه هنر، گفته می‌شود که ماهیتی تجربی، رادیکال یا نوآورانه دارند و در یک دوره معین، پیشروترین اسلوب‌ها یا مضامین را در آثارشان استفاده کرده‌اند و اغلب بانی جنبش‌های نو بوده‌اند.


پیشرو بودن بیانگر گرایشی است که هنجارهای پذیرفته شده در اجتماع را عموماً در حیطه فرهنگ به چالش می‌کشد. مفهوم وجود آوانگارد از نظر برخی، یکی از ویژگی‌های اصلی «شخصیت» نوگرایی به‌شمار می‌آید، که جدای از پست مدرنیسم است. بسیاری از هنرمندان، در دوران مدرن و همچنین در عصر حاضر، خود را مرتبط با جنبش پیشرو دانسته‌اند:

از جنبش دادا از طریق موقعیت‌گرایان تا هنرمندان پسامدرنی همچون شاعران زبان.


سینمای کلاسیک تعریفی خاص دارد. سینمایی است با خط داستانی مشخص، فراز و فرودهای سناریو، گره فیلمنامه و نتیجه گیری نهایی با شخصیت پردازی و قهرمان سازی و…. اما در دهه های ۲۰ و ۳۰ هنرمندان آوانگارد مانند دادائیستها، نوع جدیدی از سینما را تعریف می کنند. این سینما که سینمای آوانگارد نامیده شده دارای مشخصاتی چند است:


– نزدیکی سینما به طبیعت و زندگی عادی


– حذف داستانگویی صرف کلاسیک


– در هم ریختن فرمولهای کلاسیک هنری


– تکرار بعضی المانها


– حذف قهرمانهای انسانی در سینما


– ارتباط ریتمهای موسیقی با ریتم تصاویر


– فقدان فرمولهای فیلمسازی کلاسیک مانند اوج و فرود و قهرمان سا


هنرمندان آوانگارد سینمای داستانگو را تاتر درون قوطی می دانستند!

از جمله هنرمندان آوانگارد می توان «مارسل دوشان » را نام برد. Anemic Cinema فیلم کوتاهی است که او ساخته و به نوعی در نامش نیز با در هم ریختن کلمات سینما سعی در تصحیح تعریف ما از سینما دارد. در این فیلم یک رینگ گونه که صفحه موسیقی می باشد می چرخد و بر روی آن کلماتی فرانسوی عیان می شود در حالی که جمله ای که این کلمات ساخته اند بی معنا می باشد.

فیلم Anemic Cinema اثر مارسل دوشان/ ۱۹۲۶


«فرنان لژه» دیگر هنرمند سینمای آوانگارد است. فیلم «باله مکانیکی» اثر او ماشینی شدن انسان را در اثر تکرار نشان می دهد یعنی اساس فیلم در تکرار است. شات های لژه در فیلم بنوعی قطع شدن بدن افراد را در جنگ تداعی می کند.

فیلم باله مکانیکی اثر فرنان لژه/ ۱۹۲۴


Entract

اثر رنه کلر دیگر فیلم آوانگارد است که بعنوان آنتراکت در سینما ساخته شده است. همچنین فیلم «پاسیفیک ۲۳۱» اثر جان میتری که در آن سعی در ارتباط ریتمهای موسیقی با ریتم تصاویر شده است.


قلوب زمان

 اورسون ولز ۱۹ ساله به همراه همسر ۱۷ ساله اش این فیلم آوانگارد را در سال ۱۹۳۴ ساخته و بازی می کنند. ولز بعدها فارغ از فرمولهای سینمایی آوانگارد و اسیر در سینمای هالیوودی، شاهکارش همشهری کین را می سازد.

باوجود اینکه در آمریکا، سینمای آوانگارد باز داشته می شود اما کارگردانان زیادی تحت تاثیر آن بوده اند و در کارهای کارگردانان معروفی چون هال هارتلی و یا اسکورسیزی در برخی لحظات از تکنیکهای آوانگارد استفاده شده است.


«مایا درن» و «کنت انگرن» از پیشتازان آوانگاردیسم در امریکا می باشند.


دهه ۶۰ اوج آوانگاردیسم در امریکا است و این به علت خلا پس از سینمای کلاسیک پس از دهه ۵۰ می باشد. چون سینماگران کلاسیک کم کم پیر می شدند و از دور خارج می شدند و بعد از آنها نوعی خلا ایجاد می شود.
«تمرین سینمایی شماره ۴» اثر جان و جینز وینی از آثار این دوره است که در آن یادآور می شود که لازم نیست سینما شبیه طبیعت باشد.


در هر حال سلاطین سینمای جهان هر چند از سینمای آوانگارد به علت عدم استقبال تماشاچی عام عمدتا پرهیز کرده اند اما برخی از شاهکارهای سینمایی دارای صحنه هایی آوانگارد می باشد مثل صحنه هایی از «ادیسه فضایی ۲۰۰۱» کوبریک و یا افتتاحیه فیلم «رقصنده در تاریکی» لارس فون تریر که با تبعیت از سینمای آوانگارد شکل گرفته اند.