زاده ی فاجعه

مادر اینگمار برگمان به آنفلوآنزای اسپانیایی مبتلا شده و بیم آن می رود نوزاد شیر خوار دچار سوء تغذیه شود. ادامه ی کار نیز به همین منوال است. خانواده ی فوق سختگیر لوتری  با پدری مستبد و خشن، مادری ناراضی که عشقش را پنهان می کند، برادری منفور و خواهری تحقیر شده. همراه این ها، تعلیم و تربیت سخت و دردناک، تمایل به ریاضت، شرمساری و پس زدن لجوجانه ی لذت که مدت ها برای برگمان به عنوان علامت ننگین خانواده اش باقی ماند.


تئاتر

از نظر کمّی، برگمان در تئاتر دوران طولانی تر و پربارتری را سپری کرده تا در سینما. به عبارتی از سال 1938 تا 2004 حدود صد و شصت کارگردانی تقریبا در هفتاد سال دوران حرفه ای داشته.