سینمای سوم

سینمای سوم یا سومین سینما |Third Cinema| جنبشی اعتراضی علیه سینمای اول (هالیوود) و سینمای دوم (اروپا) است که در دهه شصت با مانیفست فرناندو سولاناس (Fernando Ezequiel 'Pino' Solanas) و اکتاو گتینو (Octavio Getino) و در آرژانتین آغاز شد. آنها سینمای هالیوود (سینمای اول) را استعماری نوین برای دفاع از کاپیتالیسم می دانستند که هدفش درآمدزایی از طریق سرگرمی بود. مشکل آنها با سینمای اروپا (سینمای دوم) این بود که آنها سینما را به عنوان ابزاری ضد استعماری استفاده می کردند و سینمایی غیر سیاسی داشتند.

سینمای سوم تنها سینمایی را اصیل می دانست که هدفش آگاهی سیاسی و انقلابی در برابر نابرابری های طبقاتی، نژادی و جنسیتی باشد. سینمایی که هدفش برانگیختن تامل تماشاگر برای اقدام برای تغییر شرایط در برابر بی عدالتی های اجتماعی و روندی که واقعیت را سانسور می کند بود. سینمای سوم در پی آشکار سطح پایه ی زندگی مردم است. سینمایی رادیکال، واقعی، سیاسی، نقادانه و بی پروا. سینمایی دور از رویا پردازی، دور از داستان های پر زرق و برق و قهرمان هایی غیر واقعی.

آنها معتقدند سینمای اول سعی در رشد مخاطبی منفعل و غیر فعال دارد، مخاطبی که به راحتی سرگرم می شود و سینما از آنها پول می سازد. آنها مخالف سینمای هنری (سینمای دوم) هستند زیرا سینما را سینما برای سینما می خواهد، درگیر ارجاعات و مدل خاصی از فیلمسازی قرار می گیرند. سینمایی که مال مردم نیست.

سینمای سوم قهرمان مرد ندارد، تدوین خطی،‌ داستان سه پرده ای و پایان خوش ندارد. سینمای هنری و برای تعداد معدودی مخاطب نیست. سینماییست واقعی، ساختار شکن، بدون داستان و معولا غیر خطی.

این سینماگران بر این باورند که مدل سینمایی هالیوود تنها بر مبنای سود بیشتر شکل گرفته‌است. مانیفست گروه در سال ۱۹۶۹ در مجله سینمایی تری کونتیننتال (می توان آن را سه قاره ترجمه کرد) و به وسیله «سازمان همبستگی با مردم آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین»  منتشر شد، در حالی که جمله‌ای از فرانس فانون سرآغاز متن بود:

«ما باید بحث کنیم؛ ما باید ابداع کنیم …».


برخی معتقدند که سینمای سوم نام خود را از جهان سوم وام گرفته است.

سینمای مستند فرم اصلی سینمای سوم است.


تصاویری از مستند «ساعت کوره ها» La Hora de los Hornos به کارگردانی فرناندو سولاناس و اکتاو گتینو

این مستند سه ساعته شروع کننده ی جنبش چریکیِ سینمای سوم آرژانتین است.


اهداف سینمای سوم

۱- افزایش آگاهی سیاسی در بیننده / تماشاگر


۲- سیاست های تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را که منجر به شرایط استثماری برای ملت شده است، نشان دهید.


۳- تماشاگران را درگیر انعکاسی کنید که به آنها الهام می بخشد. الهام برای اقدامی انقلابی و بهبود شرایط خود.


۴- فیلمهایی بسازید که تجربیات توده های یک منطقه خاص را بیان کنند.


۵- تولید و پخش فیلمهای بدون سانسور توسط نهادهای سرکوبگر.


تولید در سینمای سوم

به دلیل ماهیت سیاسی آنها، فیلم های سینمای سوم اغلب سانسور می شدند و بنابراین تولید و توزیع این فیلم ها ابتکاری بود. فیلم ها از کلیپ های مستند، حلقه های خبری، عکس ها، کلیپ های ویدیویی، مصاحبه ها و  یا آمار و در برخی موارد بازیگران غیر حرفه ای استفاده می کردند. این عناصر تولیدی به شکلی مبتکرانه برای ایجاد پیامی خاص مخاطبان محلی خود ترکیب می شوند. کارکنان در تولید با کار جمعی تمام جنبه های فرآیند تولید را به اشتراک می گذارند. به عنوان مثال، در سینمای سوم ، یک کارگردان می تواند فیلمبردار، عکاس یا نویسنده در مراحل مختلف تولید باشد. از آنجا که فیلم های سینمای سوم بسیار سیاسی بودند، اغلب فاقد بودجه و حمایت مورد نیاز برای تولید یا توزیع بودند و در عوض به دنبال بودجه خارج از سازمان های دولتی یا فرصت های سنتی تأمین مالی در دسترس فیلم های تجاری بودند. سایر جنبه های منحصر به فرد تولید فیلم سینمای سوم استفاده از چشم انداز طبیعی محلی آنها برای فیلمبرداری است که اغلب در مناطقی از کشور دیده نشده است. این ویژگی منحصر به فرد با برجسته ساختن تاریخ محلی و فرهنگ ملت خود تقویت شد.


زیبایی شناسی

زیبایی شناسی سینمای سوم تحت تأثیر بودجه کم و سازندگان فیلم آماتور قرار دارد. فیلم هایی که متکی به جلوه های ویژه و مجموعه های اکشن نیست، بلکه بیشتر به وقایع زندگی واقعی و داستان های ظریف وابسته هستند. این انحراف از ساختار سنتی فیلم غربی را می توان امروزه در فیلم های مستند و بلند منعکس کرد. در عصر فیلم سازی دیجیتال، تولید فیلم بدون آموزش فنی یا دسترسی به تجهیزات گران قیمت از همیشه آسان تر است.

شان بیکر ، یک فیلمساز آمریکایی که یک فیلم کامل را با نام "نارنگی " آیفون 5S فیلمبرداری کرد،‍ به دنبال دو روسپی لس آنجلسی در اطراف شهر درخشان، به بینندگان یادآوری می شود که چگونه او تمایل دارد شخصیت های اصلی را غیرقابل انتخاب کند. دیگر هنرمندان این صنعت در حال ایجاد فیلم با iPad ، دوربین دیجیتال و ایجاد حرکت با دوچرخه هستند که همگی از روح کم هزینه و غافلگیرکننده سومین سینما استفاده می کنند.


سومین سینما همچنان به الهام بخشیدن و به چالش کشیدن هنرمندان و فیلمسازان مدرن و فعلی ادامه می دهد. موجهای این جنبش را هنوز هم می توان در زیبایی کلی و هم در توانایی آن برای به چالش کشیدن آرمانها و معیارهای سیاسی و همچنین آنچه "معمولی" در صنعت فیلم است، مشاهده کرد. این تأثیر از آثار مدرن در سراسر جهان قدردانی شده است. فعالیت هدفمندی که توسط سومین سینما به راه افتاد برای جلب نظر فیلمسازان ثروتمند تعریف نشده است، بلکه برای ایجاد جرقه ابتکاری در جمعیت جهان سوم است. این ژانر که با ریسک پذیری و قصه گویی مشخص شده است، از نظر اهداف پنهانی نیست.


حال چه اتفاقی می افتد که محافظه کار ترین روزنامه ی ایران (کیهان) به سینمای سوم توجه می کند و درباره ی آن مطلب می نویسد؟ چه می شود که سید سلیم غفوری سرپرست شبکه ی افق درباره ی سینمای سوم کتاب چاپ می کند؟ و در بیست چهارمین دوره ی جشنواره ی فجر منتشر می شود.


سینمای سوم علیه قدرت هاست، نقدی تند به سیستم ها و قدرت است، علیه ناعدالتی ست و از همه مهم تر واقعی ست، برای همین مستند را برای شکل اصلی جریانش برمی گزیند. سینمای سوم آنقدر تند است که در ایالات متحده هم سانسور می شود. سومین سینما فقط کاپیتالیسم در آمریکا را مورد نقد قرار نمی دهد، فقط ناعدالتی در آرژانتین مسئله اش نیست، هدفش تنها نظام قدرت آمریکا نیست، سینمای سوم درباره ی همه ی مردم و آگاهی سیاسی آنهاست،‌ درباره ی عدم سانسور است.