‍ ▪️استن برکج


ــ احساس من این است که در این مرحله از زندگی، بهتر است در شرایطی سرشار از همکاری کار بکنیم، با دیدگاه اجتماعی‌تر فیلم بسازیم. در این مورد من به ارزش‌های خاصی معتقد نیستم. عقیده ندارم که یک هنرمند از يك تبلیغاتچی مهمتر است، مشروط بر اینکه همه آدم‌های خوبی باشند. هنرمند چیز خاصی است، نه یک داوری ارزشی. باعث تأسف است که مردم هنرمندهای مرده را بر ستون‌های مرمرین قرار می‌دهند، چون معمولا از این مجسمه‌ها برای سرکوبی هنرمندان زنده به حد مرگ، استفاده می‌کنند. همیشه به هنرمندان افتخار می‌دهند، که معنی‌اش این است پولت را نمی‌دهند. همیشه می‌گویند این بزرگترین فرصت زندگی توست. موزه‌ای خواست تا مروری بر كل آثار من بگذارد. بعد به اطلاع من رساندند که من اولین فیلمساز مستقلی هستم که مرور کاملی از آثارم را به نمایش در می‌آورند و من در این زمان سی و نه ساله بودم. من صاحب افتخار بزرگی می‌شدم، و قاعدتا یا باید شصت سالم باشد یا مرده باشم. می‌گویند کرایه‌ای از بابت فیلم‌هایم به من نمی‌دهند. بنده هم فیلم‌هایم را ندادم. من همیشه بیش از حد تشویق شده‌ام و به اندازه کافی پول به دست نیاورده‌ام. به این ترتیب می‌بینید که اجتماع چگونه این وضعیت را بنیاد گذاشت، هنرمند مرده را بالای ستون می‌برند. هر کسی که فرض کند هنرمند است، همان اندازه که اقرار کند هست، دچار خودپسندی است. برای من «هنرمند» با برقی، لوله‌کش، رفتگر، دکتر یا هر چیز دیگر فرقی ندارد. این‌هم از همان خدماتی است که مورد نیاز است. چند هنرمند به هنگام پر کردن دفتر یک هتل، جرأت می‌کنند زیر سؤال حرفه، بنویسند «هنرمند»؟